mohammadjavad71
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ mohammadjavad71
آرشیو وبلاگ
      آخه چی شد اون...؟! ()
چرخش بخشش: نویسنده: mohammadjavad71 - ۱۳٩٢/٦/۱٠

روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم )ص( آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی»راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است«، پس او را به منزل حضرت فاطمه )س( راهنمایی کرد. پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا)س( رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا )س( فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما


گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد. پیامبر )ص( هنوز در میان اصحاب نشسته بود که پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا )ص(، فاطمه)س( این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر )ص( گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر )ص( گردن بند را از پیرمرد خرید. عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا )ص( تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر )ص( نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه )س( آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. حضرت فاطمه )س( راز این خنده را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر )ص( برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه ای را سیر کرد، برهنه ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده ای را سوار نمود، بنده ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.

  نظرات ()
مطالب اخیر توجه: پست ثابت: دعا... خداااااااااااااااااااااااااااااااااا خدا... روز های سخت.... یه روز.... خدا چرا عاشق شدم من... الــــهی... دعاهای قشنگ... هیییییییی....
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من یخ در بهشت همه چی هست.بدو بیا دولت عشق مریم تر از پاکی ღ ܓ✿همیشه دلتنگ آسمانم✿ܓܨღ دلتنگی های من کلبه شعر دلتنگی ها ♥♥♪♪♪من و خدا ♪♪♪♥♥ معلم هنگامه نورا انسان کوله پشتی دریــــــــــــــــا بهدونه ارمغان دلدادگی آرام .♥.every thing.♥. عاشق تنها.... ...رهایی ازتو... عشق در نگاه آخر فقط به خاطر او قصه های عمو پورنگ هر شب تنهایی یه دختر خوشگل ★♥فقط به خاطر ....♥★ بچه های کلاس ششم رضوان *خاص فقط خداست* تو دنیایی منی ... پرتال زیگور طراح قالب