خدا...

عشقم؟؟؟

♥میدونی دلم برات تنگه♥

♥میدونی الان از نبودنت دارم میمیرم♥

♥میدونی چقدر نیاز دارم تو بغلت یه عالمه گریه کنم♥

و بعد تو بگی روانی من که اینجام♥

♥میدونی دلم میخواد تو چشمات نگاه کنم

♥و اروم سرم و بگیرم پایین و بعد بگی روانی روانیتم♥

♥میدونی دلم چقدر میخواد دستم و بگیری♥

میدونی.........

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهخدااااااااااااااااااگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

 

خدا جون خیلی خستم فردا دیگه بیدارم نکن ازت خواهش میکنم

 

 

/ 60 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

[گریه]

ساناز

همیشه حرفهایی می ماند برای نگفتن ومقصدهایی برای نرسیدن آرزوهایی برای برآورده نشدن وعشقهایی برای نورزیدن اما همیشه خدایی هست برای پرستیدن...

ساناز

نمیترسم از کسی که هزار کتاب دارد و هر روز یکی را میخواند...! ترس من از ادم هایست که یک کتاب دارند وآن را مقدس میدانندو هیچگاه نمیخوانند

لیلا

[گریه][ناراحت][ناراحت]

لیلا

الان اومد

لیلا

اومد

انسان

سلاااااااااااااام...با امتحانهای میان ترم چیکار میکنی[هورا]الهی همیشه شاد باشی...غم وغصه را بینداز در سطل زباله[گل]زمان به سرعت میگذرد[گل]

M...R

اخی........برمیگرده عشقت..درکت میکنم..

زهرا...

ڪـاشـ دُنیــــــآ برعڪس بـــود ... آدمـــــــآ عــــآشق نمے شدنــــد ؛ عـــــــآشقــــــآ "آدمـ " مے شدنــــد !!