روز های سخت....

بارون صدای احساسه نم بارون چشات میشناسه

تو رو از دست دادم توی لحظه آدم دنیاش و میبازه

تلخه سکوته این خونه آخه غیر از خدا کی می دونه

تو دلم اتیشه با تو بهتر میشه حال این دیوونه

این روزهای سخت تر از اونیه که باور کنی

مگه میشه با یه خاطره سر کنی

تو می دونی من چیزی نگم بهتره

تو دنیا کی از ما عاشق تره

یه جوره هق هق زدم صدام زخمیه

این اون دردیه که نمی فهمیه

یه دفعه پرپر شد پر پروازمون

گرفتس چقدر دل آسمون

من دلخورم توام هستی ولی باز این غرور و نشکستی

چی شده بی خوابی تو که راحت رو من چشمات و می بستی

درگیره درده مجنونم مردم میگن که دیونم

اگه تنها تنها میری زیر بارون که من پریشونم

این روزهای سخت تر از اونیه که باور کنی

گریهگریهگریهگریه

 

/ 33 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانیه

با کمال تاسف و تاثر[گریه] . . . . . . وب ندارم خووو میخوام بسازم[زبان]

نسرین

سلام..داداش محمد ممنون که بهم لطف داشتی ممنونم[لبخند]

انسان

[نیشخند]سلام بر پسر مهربونم...[گل]

نسرین

سلام..[گل][لبخند]

نسرین

سلام..داداشی از بس درس خوندم به خدا مخم ترکید[خنده]اینجا مثلا من هکر شدم از بس خوندم[عینک]

M...R

خدارحمتش کنه[گریه]

مریم

در زمستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از سرماست...! در تابستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از گرماست...! هیچکس نگفت سرخی صورت پدرم از سیلی روزگار است... در هر دو صورت پدر من (قهرمان ) من است به افتخار تمام باباهای دنیا